عشق به گرمی آفتاب

سلامی به گرمی آفتاب و بزرگی عشق!! به وبلاگ ما خوش آمدید!

خداشناسی آرایشگر!
نویسنده : عاشق آفتاب - ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩۱
 

خداشناسی آرایشگر!

 

مردی برای اصلاح موی خود به آرایشگاه رفت در بین کار گفتگوی جالبی بین او و آرایشگر در مورد خدا صورت گرفت.

آرایشگر گفت:من باور نمی‌کنم خدا وجود داشته با شد!

مشتری پرسید: چرا؟!

آرایشگر گفت: کافی است به خیابان بروی و ببینی مگر می‌شود با وجود خدای مهربان این همه مریضی و درد و رنج وجود داشته باشد؟!

مشتری چیزی نگفت و از مغازه بیرون رفت به محض این‌که از آرایشگاه بیرون آمد مردی را در خیابان دید با موهای ژولیده و کثیف با سرعت به آرایشگاه برگشت و به آرایشگر گفت:

ـ می‌دانی به نظر من آرایشگر ها وجود ندارند!

آرایشگر با تعجب گفت :چرا این حرف را می‌زنی؟! من این‌جاهستم و همین الآن موهای تو را مرتب کردم!

مشتری با اعتراض گفت: پس چرا کسانی مثل آن مرد بیرون از آریشگاه وجود دارند؟!

آرایشگر گفت: آرایشگر ها وجود دارند فقط مردم به ما مراجعه نمی‌کنند!.

مشتری گفت: دقیقاً همین است خدا وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نمی‌کنند!.